تبليغاتX
...:::روشن تر از ستاره:::... - متولد شده ام

 متولد شدم در حالي كه نمي دانستم به كجا وارد شده ام

متولد شدم درحالي كه نمي دانستم براي زنده ماندن بايد نفس بكشم

متولد شدم در حالي كه با ضربه اي محكم فهميدم بايد از ته دل ضجه بكشم

و اينجا بود كه براي اولين بار فهميدم دنيايي كه به آن وارد شده ام جاي راحتي نيست

متولد شدم در حالي كه نمي دانستم آيا كسي از ورود من به اين جهان خاكي شاد شدهيا نه؟

متولد شدم در حالي كه خاطراتي مبهم از سرزميني بهشتي داشتم و كودكاني از جنس نور كه

 همبازيان من بودند

متولد شدم در حالي كه خود هيچ نقشي در آمدن به اين دنيا نداشتم

اما...تولد من هيچگاه به آن صبح زمستاني محدود نشد...

من بار ها و بارها متولد شده ام به گونه اي كه نمي توانم بگويم چند بار...

هر بار كه از سرزميني بهشتي مرا ميخوانند من دو باره متولد مي شوم

هر بار كه به قدر ذره اي بهشتي مي شوم دوباره متولد مي شوم

هر بار كه به قدر سر سوزني انسانيت را حس مي كنم دوباره متولد مي شوم

و تا زماني كه تولد پياپي من ادامه بيابد من هيچگاه معني مرگ را نخواهم فهميد.

آري تولد من حتي بعد مرگم نيز ادامه خواهد داشت...

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 بهمن1385ساعت 13:0  توسط :::ستاره::: |