تبليغاتX
...:::روشن تر از ستاره:::...

گل نرگس میلادت مبارک

 شروع میکنم از تو نوشتن ،کاغذ مست میگردد،قلم به رقص در می آید،نمیدانم چه سری در نامت وجود دارد که هر وقت نامت را بر روی کاغذ می آورم و از تو مینویسم ،وجودم، قلمم،کاغذم،همه و همه به وجد می آییم اما بعد از چند لحظه میبینم قلم می لرزد و میایستد و اشک میریزد که باز هم انتظار ............

راستشو بخواین بچه که بودم میترسیدم امام زمان ظهور کنه آخه میگفتن یه شمشیر داره و هر چی آدمه بد رو از رو زمینه خدا محو میکنه.خب همین الانم حق دارم بترسم .ولی وقتی واسم میگن که امام زمان ظهور کنه همه جا صلح و صفا برقرار میشه.همه مثل هم هستن و یاره هم میشن. بدی ها جای خودشونو به خوبیا میدن باز حق دارم واسه ظهور اون حضرت دعا کنم با اینکه میدونم خودم جزء بنده های گناه کاره خدام.شاید بعضیا فکر کنن دارم ریا میکنم ....بازم میسپرم دست خدا.تو این روزا دوست دارم به همه تبریک بگم و یه جوری خوشحالیه خودم رو ابراز کنم.این روز مبارک رو به همه تبریک میگم مخصوصا  به کرد زبان های عزیز.

سر خوش بوووی

الَلهُمَ كُن لِوَليِكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَنِ ، صَلَواتُكَ عَليهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِه الساَعةِِ وَ في كُل ساعةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَينًا حَتي تُسكِنَهُ اَرضَكَ طَوعًا وَتُمَتِعَّهُ فيها طَويلاً

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 11:21  توسط :::ستاره::: | 

 شبه فراره غمهماه و ستاره همه

  میگن خوش اومد به توگل پسره فاطمه

 

 بوی سیب و حرم حبیب و حسین غریب و کرببلا 

  بوی یاس ضریح عباس و خدای احساس و کرببلا 

 بوی عنبر ماه رخ اکبر گهواره ی اصغر کرببلا 

   بغض آه و فرات بی تاب و اشکای رباب و کرببلا 

 

 تو ذکر محراب منی تو مهر و مهتاب منی 

  تو باده و ساغر من تو هستی ناب منی 

 بی تو دلم آروم نمگیره کبوتر دل بی تو می میره 

  امشب که مست باده ی نابم مشتاق دیداره تو مهتابم 

 با اینکه من خوب میدونم آدمی بی اصل و بنم 

  بده اجازه ای خدا عشقمو نقاشی کنم 

 خوب میشه قلب عاشقم یه طرح خوشگل میزنم 

  نقش یه مرده پهلوون طرح شمایل میزنم 

 به روی صفحه میکشم  پیشونی بلندشو 

  ابروهای کمونیشو صورت آسمونیشو صورت آسمونیشو 

 تا که به چشماش میرسم کشیدنش چه مشکله 

  آخه چشای یاره من سیاه خیلی خوشگله 

 چشای قشنگ عباس دلمو خدایی کرده 

  مدد آقام اباالفضل منو کربلایی کرده 

 کنج قفس من میتونم باشم.......... 

  همه دنیا یه طرف حسین زهرا یه طرف  

 هر چی عشق یه طرف عشق به مولا یه طرف 

 اون کیه که هر کسی عاشقو دیوونش میشه  

 هر کسی تا که میاد گدای این خونش میشه  

 اسم اون حسین و جوونیه ما به فداش  

 خدا اون روزو بیار تا که بریم به کربلاش  

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 شهریور1385ساعت 10:30  توسط :::ستاره::: |