تبليغاتX
...:::روشن تر از ستاره:::...

سلام دوستایمن

راستش امشب با خانواده رفتیم خونه یکی از فامیلا"من یه خواهر کوچولو دارم کلاس اوله .اینم بگم که روز 5 بهمن به دنیا اومده.زمینوزمانو به هم میریزه .نمیدونی چه زبونی داره من که

21سال از خدا عمر باعزت گرفتم به اندازه یک صدم خواهرم اذیت نکردم.مدرسه به اون عظمت روسرش بازی میده.خلاصه اگه بخوام همینجوری ازش تعریف کنم اشکم میریزه.جدی میگم.میخواستم اینو

 بگم "امشب رفتیم خونه ی پسر نوه پسر عموی پدربزرگ بابام( جدی جدی "تازه انقد با هم صمیمی هستیم که نگو .هر جا بخوایم بریم اول خونه ما جمع میشن بعدشم ........"6 تا بچه تو فکر کن چی به سر

 صابخونه میارن.خدا بهشون صبر بده).خلاصه توراه رفتن بودیم .همه ساکتومظلومنشسته بودیم یهوگفت :مامان تو ماه بهمن برف میاد پس من چطوری کیک بخرم  تولد بگیرم.همه موندیم چی بگیم که این حرفا رو از کجا میاری ؟از حرف مامانم خیلی خوشم اومد گفت عزیزم تو دعا کن.برف بباره من واست تولد میگیرم.مامانم همیشه به بچه ها میگه شما دلتون پاکه.واسه مریضا "واسه فقیرا واسه همه

 دعا کنید(اخه مامانم آموزگاره)خدایی مامان من یه فرشته ست.نه فقط به خاطر این حرفا به خاطر خیلی کارایی که انجام میده و فقط خدا میدونه و بس.اشالا که سایه مامان بابامون رو سرمون باشه .یا حق

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 آذر1384ساعت 0:39  توسط :::ستاره::: | 

سلام به دوستاي مهربونم

نميدونم اين چيزايي که من ميخوام بگم رو ميدونيد يا نه ؟ ميخوام خاطره

 هايي که تو اين چند روز اززبون مردم درباره شهداي هواپيماي

 c_130 شنيدم رو اينجا بنويسم به حق که همه اونا بهشتي بودن!

 شهيد سرافراز علي رضا افشار براي تهيه مصاحبه به ارتش ميره

 گفتگويي رو با سردار صفوي انجام ميده کار که تموم ميشه اون شهيد

 از سردار اجازه ميخواد که باهاش عکس بندازه سردار در جواب

 ميگه که هر کسي با من عکس بندازه شهيد ميشه شهيد درجواب ميگه

 که چه سعادتي بالاتر از شهادت و باسردار عکس ميندازه و به ارزوي

خودش ميرسه يعني شهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااادت!

 پسر شهید مجيد عسکري ميگفت پدرم زميني نبودآسموني بود اونا

آسموني بودنخواهر شهيد جليل عيدي زاده تعريف ميکنه هميشه به

 بهشت زهرا ميرفتم واسه خوندن فاتحه براي شهدا هميشه دوست

 داشتم .خواهر شهيد باشم" يه روزيه نفر ازم پرسيد شما خواهر شهيد

 هستي ؟خجالت کشيدم بگم نه!اول جواب دادم نه ولي دوباره گفتم بله 

الان ديگه هر وقت ميرم بهشت زهرا خجالت نميکشم با غرور ميگم که

من خواهر شهيدم!  بیایید  برای شادی روح همه ی شهدامون فاتحه

 بخونیم اشالا که دست خیر اونا بالا سر ما باشه .یا علی

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 آذر1384ساعت 10:53  توسط :::ستاره::: | 

روزه سه شنبه واسه همه ی ما روزه سیاهی بود .روزی بود ایران

عزیزمون برای شهادت عزیزامون عزادارشد.شهادت 108 کهکشان.

108 فرشته به سوی استان مقدس الهی.میدونی بعضیاشون کسایی بودن

که صبح به صبح دردای مردمو بازگو میکردن .ازدردای مردم خبر

 تهیه می کردن به قول اقای نظام اسلامی خودشون به خبر تبدیل 

شدن .نمیدونم چی بگم .دیروز صبح  که خوابیده بودم .مامانم صدام

زدزیر جا جوابشو دادام .گفت میدونی کی تو اون هواپیما بوده؟گفتم

 نه.گفت حمید خیر خواه.یه متر پریدم هوا.دیدم مامانم چشاش

قرمز شده .نمیدونی چه حالی شدم.روز قبلش پخش زنده داشت.چه روزه

 بدی بود .همه مارو عزا دار کرد .دلو دماغ همه کارو از ما

گرفته .خوشا به سعادت همشون .خدا خیلی دوسشون داشته . از خدا

 میخوام که منم مثل اونا بمیرم ولی کو لیاقت.................

شهد شیرین شهادت گوارای وجودشون.یا علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 آذر1384ساعت 12:54  توسط :::ستاره::: | 

همین اولش به شما بگم که من اصلا بلد نیستم

 عشقولانه صحبت کنم  اخه نیست رشتم تجربی بوده و الانم رشته

 تحصیلیم تو دانشگاه بیولوژیه٬باادبیات میونه ای ندارم .الان که این

 مطالب رو مینویسم والا اومدم ۲ کلمه درس بخونم مگه این کامپیوتر

 میذاره٬ادم وسوسه میشه.همش میگم الان که من برم تو وبلاگم یه

 عالمه نظر دارم ولی مثل اینکه نه.......راستی به نظر شما من

 میرسم درسامو بخونم ٬شبا کابوس میبینم که وقت امتحاناس

 من هیچی بلد نیستم ما رشتمون جوریه هر چی زیاد تر بخونیم

 بازم کم میاریم و اینکه ۱۳۶ واحد فکر  کنم باید پاس کنیم ۷۵

واحدش دروس رشته پزشکیه .اینم  بگم که استادامون افتضاح برگه

 هارو صحیح میکنن نه فقط برگه منو ٬این مشکل همه بچه

 هاس.همین چند روز پیش که اقای رییس جمهور اومد ایلام(

مشاورش اومد دانشگامون٬ ماهم که کم نیاوردیم (توپمون پر)ریختیم

 رو سرش منو  یکی از بچه های معماری از طرف دخترا

 اعتراضاتو دسته بندی کردیم دادیم بهش.خلاصه بیچاره

قسم میخورد که اعتراضاتونو  حتما گزارش میدم ولی من به اون اقا

گفتم که چشمون اب نمیخوره کار ما درست شه.دعا کنید که

 مشکلاتمون حل بشه.  ما هم حداقل یه نمره ۲۰ تو کارناممون داشته

 باشیم(به این امید که ایشالا کارنامه عملمون تو اون دنیا ۲۰ باشه

٬ اونی که همیشه دوستون داره   ستاره)

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 آذر1384ساعت 11:37  توسط :::ستاره::: | 

رفتی تو ای نامهربون نذاشتی حتی یک نشون   

از عاشقی از عشقمون بی تو زدم سر به جنون

راستی که عشق تو این زمون  نیست تو دل پیرو جوون  

رفتی تو بی بهونه به رسم این زمونه  قصه هنوز همونه  گریه های شبونه

میگفتی بی تو شبها ستاره یی نداره خنده های تو واسه ی من شادی میاره

ولی وفا نداشتی مهرو صفا نداشتی  با یک بغل خاطره منو تنها گذاشتی

منی که دل شکستم منتظرت نشستم   بیاکه من به جزتودل به کسی نبستم

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آذر1384ساعت 10:32  توسط :::ستاره::: |